کجا بودیم این مدت؟؟؟؟؟؟؟
آنیسای نانازم
پیش خودت میگی باز مامانی تنبل شده و دست از وبلاگ برداشته .ولی باور کن این مدت فرصت نکردم برات بنویسم . مریض شدن و بستری عزیز تو بیمارستان و برگشتن ترسهای که از یادمون رفته بود بدترین اتفاق زندگیم بعد از مدت طولانی بود ولی خدا رو شکر که خدا این بار هم لطفش رو شامل حال ما کرد و مادر مهربونم پیش ما موند .چند روز بعد از مرخصی عزیز از بیمارستان به بهانه ویزیت دکتر و بیشتر برای عوض شدن حال و هوای عزیز رفتیم پیش خاله سولماز و من و شما دو هفته ای مهمون خاله مهربون شما بودیم. کلی خوش گذشت و با روحیه جدید برگشتیم خونه امون
این بود خلاصه ای از اتفاقایی که تو این مدت که نبودم افتاده و دوست ندارم وبلاگ تو جای خستگی ها و مشکلات زندگی باشه
عسل ماماننننننننننننن داری بزرگ میشی و تو خونه احساس میکنم یه همدم واقعی دارم .دیگه می تونی چیزی رو که میخوای تفهیم کنی و با زبون خودت چیزی رو ازم بخوای . مثلا بگی (( بابا بابا بی بی)) یعنی یه لحظه می تونم وقتتون رو بگیرم
ههههههههههههههههه
دم به ساعت با هر چیز برای خودت شعر تاب تاب رو میخونی و 100 بار میگی دداب دداب دداب دداب و...............
عاشق راه رفتن به تنهایی هستی مخصوصا که الان زمین پر برگ های پاییزی هست و وقتی پات رو روشون میزاری و خش خش میکنن کلی ذوق میکنی.اصلا دوست نداری دستت رو بگیرم و وقتی سوار ماشین یا وارد خونه میشیم کلی گریه میکنی و ددر ددر
نمی دونم مدتی هست که شبها اصلا خوب نمی خوابی و با گریه و جیغ از خواب بلند میشی .همه میگن از دندون ات می تونه باشه .خیلی ناراحتم که نمی تونی خوب بخوابی ولی چاره ای جز تحمل و صبوری و صد البته استفاده از مسکن نداریم
راستی دیگه داره لحظه های شیر خوردنت تو بغلم تموم میشه و تو داری از این لحاظ ازم جدا میشی . الان که برات اینا رو می نویسم بغض کردم و یاد روزهایی که گذشته افتادم خیلی خوشحالم که این مدت خدا کمکم کرد تا بتونم تو رو تغذیه کنم .متاسفانه تو شیر خشک و پاستوریزه نخوردی و اگه من تو رو همون ماههای اول از شیر میگرفتم مثل دخمل دوستم بدون شیر میموندی و رشد نمی کردی .حتی شیر خوردنت تو خواب بزرگترین نعمت شد برای من. این مدت حرفهایی که از یکدندگی من و اصرارم به ندادن شیر خشک میشد اذیتم میکرد ولی میخوام همونطور که خدا میدونه و شاهد هست تو هم بدون که من تمام سعیم رو کردم . دیگه نیازی به شیر من نداری و میتونم با تغذیه چیزای دیگه هم نیازت رو برطرف کنم
خدایا ازت ممنونم
عشق من فردا 14 ماهگیت رو تموم میکنی و وارد 15 ماهگی میشی .خدا دختر کوچولوی من داره خانوم میشه واسه خودش خودت حفظش کن
چند تا عکس هم باری حسن ختام در ادامه مطلب

آنیسا و عشق نارنگیش

همون خش خش که گفتم هههههه

شیطون بلای خودم

تاب تاب گروهی
آنیسا و سانای


کجا بودیم این مدت؟؟؟؟؟؟؟
